تبليغاتX
نافله ناز

نافله ناز

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ-------------------از یمن دعای شب و ورد سحری بود

امام مهربان من ...

بسم الله 


سلام علی آل یس



غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد


 از شما دور شدن زار شدن هم دارد


 هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند


 عبد آلوده شده خار شدن هم دارد

 عیب از ماست که هر صبح نمی بینی

مت

 چشم بیمار شده تار شدن هم دارد


 همه با درد به دنبال طبیبی هستیم


 دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد


 ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست


 بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد


 آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده


این همه عقده تلنبار شدن هم دارد


 از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند


 لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد


 نکند منتظر مردن مایی آقا؟!


 این بدی مانع دیدار شدن هم دارد


 ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم


 عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد



پ . ن :

1 . عیدتون مبارک

2 . التماس دعا


یا علی



 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 تیر1390ساعت 1:30  توسط  وتر  | 

 
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.

او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!
......
دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی.

گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای؟

کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت : تو که شیخ شهری بگو که این
روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد.

گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو
چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1390ساعت 1:11  توسط  وتر  | 

پسرک و پیر مرد

 

پسرك گفت: گاهي اوقات قاشق از دستم مي‌افتد

پيرمرد گفت: من هم همين‌طور

پسرك آرام نجوا كرد: من شلوارم را خيس مي‌كنم

پيرمرد خنديد و گفت: من هم همينطور

پسرك گفت: من خيلي گريه مي‌كنم

پيرمرد سري تكان داد و گفت: من هم همينطور

"پسرك ادامه داد: اما بدتر از همه اين است كه..." آدم بزرگ‌ها به من توجه نمي‌كنند

بعد پسرك گرماي دست چروكيده‌اي را حس كرد

مي‌فهمم چه حسي داري... مي‌فهمم

 

 شل سيلور استاين

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 0:36  توسط  وتر  | 

مطیع امر رهبریم ...

 

خدا

 

آهن آبديده رارنگ عوض نمي كند

چهره اين انقلاب راجنگ عوض نمي كند

به خيل دشمنان بگوبه كوري دوچشمتان

مطيع امررهبري رنگ عوض نمي كند....


 

از علی تا به علی فاصله یک آینه است

 

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 دی1389ساعت 19:12  توسط  وتر  | 

به بهونه تولد محمد حسین

 

خدا

 

سلام دوستان

امروز رفتم بیمارستان دیدن محمد حسین یه روزه و مادرش

 

8edc652xk1v4941osftn.jpg

 

نمیدونید چه حس قشنگی بود نی نی هارو جمع کرده بودند تو یه اتاق خاص و اقوام دوستان که میومدن دیدن پشت شیشه منتظر می موندن تا نینی اونا رو بیارن ببینن

اما من خیلی ناراحت شدم چون دوست داشتم بغلش کنم اما خب نمیشد دیگه

وقتی اون نی نی گولوهای نازو معصوم ومیدیدم با جثه ریز یاد پسر یکی از دوستان افتادم که ۶ سالشه

 خالش میگه میشنیه زل میزنه به کف دستش و بعد از نیم ساعت میگه : قدرت خدا !!!!!!!!!!

واقعا قشنگترین کلمه قدرت نا متناهی خداونده

اینقدر زیبا و دلنشین نمیدونید چقدر بهم خوش گذشت حتی از پشت شیشه

خداوند محمد سبحان من و محمد حسین دوست گلمو حفظ و عاقبت بخیر کنه

و به اونایی که ندارن هم نعمتشو عطا کنه

 از همینجا به مامان و بابای محمد حسین تبریک میگم

 

پ.ن : شما هم برای نی نی هامون دعا کنید

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 دی1389ساعت 0:11  توسط  وتر 

خدا

سلام علی آل یس

 

طرح محرم-6-والپیپر-یا شهید

 

روز هفتم محرم؛ بستن آب بر امام حسين(ع)

 

در اين روز عبدالله‌بن‌زياد نامه‏اى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد

 تا با سپاهيان خود بين امام حسين(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله ايجاد كرده

 و اجازه نوشيدن حتى قطره‏اى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان‌بن‌عفان خوددارى شد!

عمربن سعد نيز فوراً عمربن‌حجاج را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و

مانع دسترسى امام حسين(ع) و يارانش به آب شدند، و اين رفتار غير انسانى سه

روز قبل از شهادت امام حسين(ع) صورت گرفت. در اين هنگام مردى به نام

عبدالله‌بن‌حصين ازدى كه از قبيله بجيله بود فرياد برداشت كه اى حسين!

اين آب را ديگر بسان رنگ آسمانى نخواهى ديد! به خدا سوگند كه قطره‏اى از

 آن را نخواهى آشاميد تا از عطش جان دهى!

امام حسين (ع) فرمود: خدايا او را از تشنگى بكش و هرگز او را مشمول رحمت

 خود قرار مده! حميدبن مسلم مى‏گويد: به خدا سوگند كه پس از اين گفت‌وگو

 به ديدار او رفتم در حالى‌كه بيمار بود، قسم به آن خدایى كه جز او

پروردگارى نيست، ديدم كه عبدالله‌بن‌حصين آنقدر آب مى‏آشاميد تا شكمش بالا

مى‏آمد و آن را بالا مى‏آورد! و باز فرياد مى‏زد: العطش! باز آب مى‏خورد ولى

سيراب نمى‌شد و چنين بود تا جان داد.

پی نوشت :

۱- باران رحمت الهی بعد از ۴۰ روز مصادف با سالروز بستن آب بر آل علی شروع شد

۲- استاد انصاریان : گریه بر حسین رهگشای امر نباریدن آسمان است

۳- لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آذر1389ساعت 15:52  توسط  وتر  | 

خدا

 

سلام علی آل یس

 

            

ای قوم به حج رفته کجایید کجاییدمعشوق تو همسایه و دیوار به دیوارگر صورت بی​صورت معشوق ببینیدده بار از آن راه بدان خانه برفتیدآن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتیدیک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیتبا این همه آن رنج شما گنج شما باد معشوق همین جاست بیایید بیاییددر بادیه سرگشته شما در چه هواییدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شماییدیک بار از این خانه بر این بام برآییداز خواجه آن خانه نشانی بنماییدیک گوهر جان کو اگر از بحر خداییدافسوس که بر گنج شما پرده شمایید

+ نوشته شده در  جمعه 21 آبان1389ساعت 0:11  توسط  وتر  | 

کبوترانه . . .

 

خدا

سلام علی آل یس

 

گلدسته‏ات

کهکشاني است

که سياهي شهر را تکذيب مي‏کند

پيرامون تو

همه چيز بوي ملکوت مي‏دهد

کاشيهاي ايوانت

و اين سئوال هميشه

که چگونه مي‏توان آسمانها را در مربعي کوچک خلاصه کرد

 

 

پنجره‏ي فولاد

التماسهاي گره خورده

و بغضهايي که پيش پاي تو باز مي‏شوند

شاعري

حنجره‏اش را در باد تکان مي‏دهد

و کلمات اوج مي‏گيرند

تا از دست تو دانه برچينند

تازه مي‏فهمم

کبوتر بودن چه نعمتي است

 

آرش شفاعي

منبع: کتاب سپيده

 

میلاد امام رئوف (ع) رو به همه عاشقان  و آقا امام زمان (عج) تبریک میگم

و امیدوارم به زودی زیارتشون نصیب همتون بشه

انشا الله

 

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 10:42  توسط  وتر  | 

سرطا ... ن

خدا

سلام

این چند روزی که مشهد بودم خیلی خوب بود هرچند که کوتاه بود اما یه تجربه ی جالب داشتم

یادم نمیاد تا حالا برای سلامتی خودم تو حرم دعا کرده باشم اما این بار این اتفاق افتاد

آدما هر وقت برای یکی از نزدیکانشون یه مشکلی پیش میاد حسابی ناراحت میشن و کلی سعی دارن دلداریش بدن مثل اینکه :

 هنوز که هیچی معلوم نیست چرا زانوی غم بغل گرفتی خدا بزرگه اینکه ته خط نیست و هزاران هزار حرف و حدیث که طرف رو آروم کنند و ته تهش میگن به خدا توکل کن و نذر و نیاز کن

اما هر چقدر هم سعی کنند که با طرف همدردی کنند از ته دلشون سعی کنند خودشونو جای اون بذارن نمی تونن

مثل من

مثل من که همیشه هزاران نفر رو دلداری داده بودم و گاهی هم خودم رو جای کسانی می ذاشتم که بیماری ناعلاج داشتن

تو این چند روزی که مشهد بودم یه شایطی برام چیش اومد که فکر می کردم به یه بیماری ناعلاج دچار شدم اولش که بهت زده شده بودم بعدش به خدا می گفتم آخه محمد سبحان چی میشه .. کلی از این فکر و خیالا و البته بغض و گریه فراوان ...

فقط همینو بگم که خیلی شرایط جالبی بود چون اون موقع بود که فهمیدم مریضی که درآستانه مرگه چه حال و هوایی داره

بالاخره دیروز رفتم دکتر و فهمیدم که خدا رو شکر خطر از بیخ گوشمون موقتا گذشته یعنی در بدترین حالت هم با این بیماری نمیمیرم

خدایا برای نعمت سلامتی شکرت انشاالله که هیچوقت ادمون نره که سلامتی از نعمتهای بزرگه خدای رحمان و رحیمه .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مهر1389ساعت 18:58  توسط  وتر  | 

 

خدا

 

السلام علیک یا علی ابن موسی رضا (ع)

 

 

انشاالله نایب زیاره هستیم

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 12:27  توسط  وتر  | 

قرآن ...

 

خدا

سلام علی آل یس ...

 

به دعوت ترلان عزیز :

 

             عکس و تصاویر زیبا از قرآن کریم-www.parsianfun.com-پارسیان فان

 

نمی دونم چی باید بگم

فقط شرمندم آقا که کلام خدا رو سوزوندن و من هیچ کاری نکردم

آقا بیا ...

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 شهریور1389ساعت 18:29  توسط  وتر  |